بشر صاحب فرهنگ است، درست همان طور که كه صاحب روح است. اما فرهنگهاي بشري فناپذيرند و با نابودي نژاد يا گذر زمان از بين ميروند.
بنابراین، ممكن است فرهنگها هم پس از مدتي نابود شوند، اما در تمام فرهنگهاي بشري حقايقي وجود دارد كه ارزش حفظ كردن دارند. شاید بتوان فرهنگ را مجموعهاي از ارزشهايي تعریف کرد كه افراد ، خود و ديگران را متعلق به آن ميدانند.
برخی از عواملي که در افراد حس تعلق به فرهنگی خاص را ایجاد می کند عبارتند از:
• آموزه های پيشگامان فرهنگي كه اميد می رود بر اساس آنها افراد شايسته ای تحويل اجتماع شوند.
• عوامل محيطي چون آب و هوا ، شرايط اقتصادي و آينده ي جامعه
• رو به رو شدن با الگو هاي بيگانه
عامل سوم يعني رو برو شدن با الگوهاي بيگانه در بحث حاضر نقش عمده دارد. این عامل قابليت تغيير در فرهنگ ها يا به نوعي تاثير پذيري فرهنگ ها از يكديگر را باعث می شود .
همهي فرهنگها ، بطور پيوسته در حال تغييراند و اين تغييرات، امروزه هم سريع و هم عميقتر از گذشته شده اند. اينترنت و به تعبير ديگر شبكه هاي ارتباطات فردمدار جهاني، نقش عمده اي در تشدید تغييرات فرهنگ و موجوديتهای فرهنگی ايفا خواهد كرد.
اينترنت به دو شيوه موجب تغییر فرهنگی می شود: نخست فرهنگ خودش را عرضه ميكند و دوم گذرگاهي براي ساير فرهنگها تدارک مي کند.
كاربران اينترنت به پيشروان و جریانات پیشتاز فرهنگي دسترسي دارند؛ این افراد و جریانات بخشي از فرهنگ اينترنت و يا بخشي از فرهنگ های دیگر هستند.
از طرف دیگر،اينترنت به خودي خود ، سبب دگرگونی وضعيت اقتصادي و سياسي می شود و آينده، اثرات دیگری را پديدارخواهد كرد . اينترنت محلي است براي عرضه الگوهاي رفتاري متفاوت با فرهنگ های رسمی و لذا در سطح فعالیت های موثری چون جنگ ، صنعت تروريسم و تبادل دانشجويان قرار مي گيرد.
احتمالا به همین خاطر است که تاثير گذاری آن در قیاس با دو عامل ديگر (عوامل محيطي و حوزه های فرهنگي) بیشترخواهد بود.
اينترنت، علاوه بر آنكه محيطي براي تبادل فرهنگي مهيا و گذر گاهي براي دسترسي كاربران به فرهنگ هاي ديگر تدارک مي كند، خود نوعي فرهنگ يا خرده فرهنگ است كه همه فرهنگ ها را در بر ميگيرد.
بنابراین، ممكن است فرهنگها هم پس از مدتي نابود شوند، اما در تمام فرهنگهاي بشري حقايقي وجود دارد كه ارزش حفظ كردن دارند. شاید بتوان فرهنگ را مجموعهاي از ارزشهايي تعریف کرد كه افراد ، خود و ديگران را متعلق به آن ميدانند.
برخی از عواملي که در افراد حس تعلق به فرهنگی خاص را ایجاد می کند عبارتند از:
• آموزه های پيشگامان فرهنگي كه اميد می رود بر اساس آنها افراد شايسته ای تحويل اجتماع شوند.
• عوامل محيطي چون آب و هوا ، شرايط اقتصادي و آينده ي جامعه
• رو به رو شدن با الگو هاي بيگانه
عامل سوم يعني رو برو شدن با الگوهاي بيگانه در بحث حاضر نقش عمده دارد. این عامل قابليت تغيير در فرهنگ ها يا به نوعي تاثير پذيري فرهنگ ها از يكديگر را باعث می شود .
همهي فرهنگها ، بطور پيوسته در حال تغييراند و اين تغييرات، امروزه هم سريع و هم عميقتر از گذشته شده اند. اينترنت و به تعبير ديگر شبكه هاي ارتباطات فردمدار جهاني، نقش عمده اي در تشدید تغييرات فرهنگ و موجوديتهای فرهنگی ايفا خواهد كرد.
اينترنت به دو شيوه موجب تغییر فرهنگی می شود: نخست فرهنگ خودش را عرضه ميكند و دوم گذرگاهي براي ساير فرهنگها تدارک مي کند.
كاربران اينترنت به پيشروان و جریانات پیشتاز فرهنگي دسترسي دارند؛ این افراد و جریانات بخشي از فرهنگ اينترنت و يا بخشي از فرهنگ های دیگر هستند.
از طرف دیگر،اينترنت به خودي خود ، سبب دگرگونی وضعيت اقتصادي و سياسي می شود و آينده، اثرات دیگری را پديدارخواهد كرد . اينترنت محلي است براي عرضه الگوهاي رفتاري متفاوت با فرهنگ های رسمی و لذا در سطح فعالیت های موثری چون جنگ ، صنعت تروريسم و تبادل دانشجويان قرار مي گيرد.
احتمالا به همین خاطر است که تاثير گذاری آن در قیاس با دو عامل ديگر (عوامل محيطي و حوزه های فرهنگي) بیشترخواهد بود.
اينترنت، علاوه بر آنكه محيطي براي تبادل فرهنگي مهيا و گذر گاهي براي دسترسي كاربران به فرهنگ هاي ديگر تدارک مي كند، خود نوعي فرهنگ يا خرده فرهنگ است كه همه فرهنگ ها را در بر ميگيرد.
اينترنت محيط، ابزار و تعاملات خاص خود را دارد كه با محيط ، ابزار و تعاملات فضای غیر مجازی کاملا متفاوت است. این بدان معناست که اينترنت به خودي خود و بدون در نظر گرفتن فرهنگهاي بيگانه ای كه ممکن است يك فرهنگ خاص با آن ها در ارتباط باشد، عامل موثري در ايجاد تغيير درون فرهنگي است.
اين فناوري به وضعيت بحراني (شاید منظورتان "نقطه عطف" باشد) خود نزديك ميشود ، كاربران اينترنت ، همين كه تعدادشان به حد لازم رسيد، فرهنگ خود را كه ريشه در ارتباطات جهاني دارد به وجود خواهند آورد . بدين ترتيب کاربران، اجتماعات و گروه هاي خاصی را سازماندهي ميكنند؛ حتي طبقهبندي ظاهري اعضا هم به منظور تعيين هويت درون فرهنگي يا برون نگري است.
يعني رفتار هاي انسانها را بر اساس آنچه كه در اجتماع انجام مي دهند(بازتابهاي رفتاري افراد) ، طبقه بندي مي كنند . به عنوان مثال ؛ ممكن است افرادي از وسايل عمومي براي تردد خود استفاده كنند كه اين عمل (رفتار) در يك طبقه بندي خاص قرار مي گيرد و يا اينكه افرادي از ماشين شخصي خود استفاده ميكنند كه باز در طبقه بندي ويژه خود در نظام طبقه بندي ظاهري افراد يك اجتماع قرار مي گيرند.
عوامل خارجي كه منجر به شكل گيري و تغيير فرهنگ ها مي شوند مي توانند ریشه در فرهنگ غالب يك جامعه داشته باشند؛ جائيكه افراد يك جامعه از شركت موثر در روند سياسي، از ايفاي نقشهاي ارزشمند در پيكره ي جامعه گرفته تا مقدار سهمي كه از سود اقتصادي ملي آنها حذف مي شود !چیزی در این جا حذف شده است!. از سوي ديگر گروههاي محروم شده به وسايل و روشهايي براي مقابله با اين محروميت نياز دارند.
بايد گفت كه اينترنت، با ارائه وسایل و روش هایی که جایگزین محرومیت های موجود در یک جامعه می شود به شکلگیری هويت فردي هم کمک می کند. از این نظر اینترنت در تمامي فرهنگ های حاکم و در بين اقليت های محکوم نقش واحدي خواهد داشت.
اينترنت نخستين محصول تكنولوژي غرب نيست كه در مقياس جهاني مورد استفاده قرار مي گيرد،اگر چه اولين محصولي است كه بر قراري ارتباط تعاملي و در سطح عامه را ميان كاربران غربي و غیر غربی را ميسر ساخته است .
مدرن سازي جوامع طبق تعریف جنبشی است معطوف به اولويت یافتن حرفه ها و تفکیک نقش ها، وابستگي آحاد جامعه به رسانه هاي گروهي به جاي گفت و گو هاي محلي و فردگرايي به معني استقلال از مکان جغرافیایی كار. به عبارت روشنتر مدرن شدن به این معني است که هدف اصلي زندگي فعایت و تولید اقتصادی است نه تفريح، و این که رسانههاي جمعی، نه افراد محلي، منبع اصلي اخبار هستند.
البته باید دقت داشت که اينترنت رسانه اي جمعی نيست ، حداقل نه به صورتي كه به عنوان منبع ارتباطات يك جانبه تعبير شود؛ يعني صرفا فهرستي از مطالب نيست كه بيننده هيچ كنترلي بر آنها نداشته باشد.
اينترنت "غيبت كردن هاي محلي " را بصورت راهي براي جمع آوري اخبار درآورده است. اما دقت داشته باشد که در اينجا واژه ي" محلي" به معناي تمام جهان است، تمام مکان جغرافیایی ای كه تحت پوشش اينترنت قرار دارد.
يكي از ابعاد كاربري اينترنت اين است كه عضويت افراد ، در آن پنهان ميماند. بعد دیگر استفاده از اینترنت ناشناخته ماندن سر نخ ها و منابع قدرت است. به علاوه، اينترنت امكان دسترسي اعضاي يك خرده فرهنگ را به يكديگر فراهم مي آورد، اعضايي كه بدون اينترنت ، حتي از وجود يكديگر هم اطلاعي نداشتند. هنگاميكه این افراد متوجه خدماتی ميشوند كه اينترنت میتواند به آنها بكند، سعي مي كنند از آن بهره برند.
نحوه استفاده این افراد از اینترنت و وابستگی آنها به این امکان، حتي بيش از اتکای ایشان به جريان اصلي فرهنگ خودشان خواهد بود. یکی از دلایل عمده این موضوع این است که اينترنت امکان دستیابی به چيز هاي زيادي را برای ایشان فراهم می کند، چیزهایی که اساسا فرهنگی که این افراد به آن تعلق دارند در اختیارشان قرار نمی دهد.
در اينترنت تفاوتهايي چون زبان ، شيوه نوشتار و مليت می تواند مهم باشد. به عنوان نمونه، زبان امري تعیین کننده است ، بر اساس نظر گوته، ترجمه از یک زبان به زبانهای دیگر امريست ضروري، مهم و در عین حال غير ممكن.
در حال حاضر، ترجمه متنی از یک زبان به زبان دیگر بوسيله كامپيوتر امكانپذير شده است. اما ترجمه فرهنگي چیز ديگري است و بنا به تعريف قادر ساختن فرهنگ ها به درك متقابل یکدیگر است؛ و این شامل تغيير حداقل يكي از فرهنگها می شود.
در هر فرهنگ در خصوص محاوره و گفت وگو هاي افراد قوانين خاصي وجود دارد. اين قوانين در ارتباطات اينترنتي ناديده گرفته مي شود. اينترنت همبستگي "درون گروهي" را كاهش مي دهد، گفتگو با اعضاي بيگانه را آسان مي كند، و در نتیجه ارتباطات "برون گروهی" یا "بین گروهی" را تسهیل می کند.
متکی نبودن بر ارتباط رو در رو طبيعت ارتباط اينترنتي را متفاوت کرده است. حضور فيزيكي در روابط متقابل باعث افزايش انگيزه و هوشياري ميشود، اما ارتباطات كامپيوتري منجر به هوشياري روانشناختي نمي شود. در ارتباطات كامپيوتري قوانين مختلفي و خاص خود بكار برده مي شود و نتايج متفاوتي هم از اين طريق به دست مي آيند.
اينترنت به عنوان رسانهاي که می تواند به کار تامین مقاصد سياسي بیاید یا عاملي براي رشد اقتصادي باشد، مي تواند موجبات تغييرات فرهنگي را فراهم کند. از این جهات، اینترنت به افراد ميدان مي دهد تا عقايد ، نظريات و ارزش هايشان را به دیگران عرضه کنند و به این ترتیب به آنها امكان مي دهد كه بهترين بهره را از اين ابزار ببرند.
اين بهره برداري ها مي تواند بصورت فروش اينترنتي كالا به افرادي باشد كه آنها را نميبينید و يا یشکل فراهم آوردن تسهيلات براي مردمي باشد كه چيزي در باره موقعيت و جايگاه اجتماعي آنها نمي دانيد. بدين ترتيب توسعه اينترنت ، لزوما به اين معناست كه مهارتهاي گوناگون بدون در نظر گرفتن ارزش هاي اصلي فرهنگي ، اهمیت پیدا می کنند.
درارتباطات گروهي اينترنتي مشاركت در بحث هاي گروهي ، بيشتر از رابطه رو در رو است . به اين ترتيب احتمال تسلط يا تفوق يك فرد بر سايرين كمتر خواهد بود. در بحث هاي اينترنتي زمان رسيدن به اتفاق نظر بيشتر و اظهارات رد و بدل شده ميان كاربران كمتر است. این، شايد به اين دليل باشد كه اين نوع ارتباط نه به طور كامل نوشتاري و نه کاملا گفتاري است، بلكه جايگاهي ميان اين دو نوع ارتباط دارد . در جریان آن دسته از ارتباطات گروهي كه به وسيله كامپيوتر انجام مي شود ، نظر افراد به ميزان قابل توجهي با نظرات اولیه آنها فرق پیدا می کند.
شايد افزايش تواناييهاي كاربران اينترنتي در پذيرش فرهنگ و نوع تعامل ارتباط اينترنتي ، باعث شود اين نوع فرهنگ بر روي نظام اجتماع واقعي تاثير گذاشته و فشار اجتماعي و اتفاق نظر ها در راي گيريها را كاهش دهد.
بعلاوه ارتباطات اينترنتي به افراد امكان اين تجربه را مي دهد كه در بحث هايي كه صرفا ضرورت اجتماعي ندارد نام يكديگر را بخوانند و به راحتي از دشنام و كلمات توهين آميز استفاده كنند .
بدين ترتيب گفتگو ها و بحث هاي اينترنتي زبان خاص افراد بلند پايه را با زبان افراد پايين دست ادغام مي كند .در بحث هاي اينترنتي ، از آنجا كه امکان اعمال نفوذ و قدرت يك فرد بر سايرين كاهش مي يابد "قانون اكثريت" اعمال مي شود.
اين قانون جايي اجرا مي شود كه هدف ، قضاوت در باره ي موضوعي خاص است ، يعني تصميم گيري نهايي ، نوعي نظر خواهي است که در آن گروه اكثريت قدرت بيشتري دارند. بنابراين امكان گرايش ساير اعضا به سمت اين گروه بيشتر از دوري گزيدن از آن است.
در تصميم گيريهاي بعدي ، تجربه عاملي است كه سرعت تصميمگيري نهايي را افزايش ميدهد.
بايد اضافه كرد كه عاملي چون؛
• گستره ي زماني تعامل
• هدف و مقصود تعامل
• نوع مشاركت
• تكرار پذيري ارتباط
• قدرت و جايگاه نسبي افراد
• ميزان الفت آنان
• تعادل در تعداد افرادي كه به عنوان موافق و مخالف بحثهاي اينترنتي شركت مي كنند
• خصوصيات مورد توجه آنها
همه عوامل فوق در اثر گذاري ارتباطات بر طرز تفكر و ارزش هاي افراد نقش دارند. و كسب اين تجربه هاي فوق در دنياي مجازي در نوع خود يك تغيير فرهنگ در نظام اجتماعي دنياي واقعي را به ارمغان مي آورد.
دكتر جرمي استنگروم Jeremy Stangroom , Ph.D ، دكتراي علوم نظري اجتماعي و متخصص فناوري ارتباطات و اطلاعات IT ، در مورد ارتباط انساني از طريق آنلاين دیدگاه خاصی دارد.
او معتقد است که طبق نظر انديشمندان بسياري که در باره اينترنت نوشته اند ارتباط افراد از طريق اينترنت در مقایسه با انواع روزمره ارتباط که با حضور فيزيكي افراد همراه است از جهات و بشيوه هاي مختلفحالتي تقليل يافته دارد .
براي مثال هيوبرت دريفوس فيلسوف معاصر آمريكايي و استاد دانشگاه بركلي در كتاب خود با نام " در باب اينترنت" استدلال مي كند كه : "درك ما از واقعيت ، اشيا ، افراد و توانايي ما در برقراري ارتباط موثر با آنها، به شيوه اي كه بدن ما بي سرو صدا در پس زمينه عمل ميكند ، ارتباط دارد . توانايي بدن در دستيابي به چيز ها ، قوه درك ما از واقعيت كاري كه انجام مي دهيم و يا آماده ايم كه انجام دهيم ، بسيار است . همه اين امور را بدن بي هيچ دردسري ، به شكلي فراگير و موفق انجام مي دهد. و ما بندرت متوجه انجام چنين اموري مي شويم .
در ارتباطات رو در رو و در هنگام ملاقات با دیگران ما ميتوانيم تا حدودي نسبت به آنها اطمينان بدست بياوريم ولي در روابط آنلاين اين امر امكان پذير نيست .
در فضاي مجازي مي توان بدون حضور فيزيكي ارتباط برقرار كرد ولي امكان ارتباطي كامل از اين نوع در فضاي اينترنت ناممكن است. امكان فريبكاري آشكار در يك موقعيت مستقيم و رو در رو به حداقل مي رسد ولي فریبکاری برروي اينترنت بسيار آسان است .در اينترنت ميتوان افراد را با خلق شخصيت هايي كاملا تخيلي فريب داد، ولي اين امر در دنياي غير مجازي بسيار مشكل است. بنابراين روابط اينترنتي در مقايسه با روابط "واقعي" (رو دررو) همراه با حضور فيزيكي ، روابطي ضعيف هستند.
نكته قابل توجه در ارتباط اينترنتي اين است كه خصوصياتي از قبيل ؛ سن ،جنسيت، نژاد، لهجه، طبقه اجتماعي، جذابيت چهره، سبك لباس پوشيدن، جذابيت فيزيكي، هوش، تيپ و .... معيار قضاوت ما در باره افراد در دنياي غير مجازي قرار مي گيرد.اما اين معيارها در دنياي مجازي اينترنت عمدتا اين گونه معيارها نيستند. پس مسئله مشخصه اصلی ارتباطات اينترنتي فقدان رابطه "رو در رو" و نبود حضور فيزيكي است كه فريبكاري و جعل هويت واقعي را ممكن مي كند . از طرف ديگر، ارتباطات اینترنتی مانع گرايش به كليشه پردازي و هويت سازي مي شود.
اگر با كنترل جنبه هايي از شخصيت خود در ارتباط هاي آنلاين بتوانيم از پيشداوري بر اساس كليشههاي موجود و بي دليل خودداري كنيم ، آنگاه امكان دارد ارتباطات اينترنتي ، حداقل در بعضي از موارد نسبت به اغلب ارتباطهاي روزمره همراه با حضور فيزيكي كمتر مجازي (تحريف شده) و بيشتر "واقعي" باشد.


